عباس قديانى
477
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
بعد از او ، امرا سلطان حسين را به سلطنت نشاندند . شاه سلطان حسين ، گرگين خان گرجى را به حكومت قندهار منصوب كرد ، و مظالم همين شخص بود كه موجبات عصيان افاغنه و انقراض سلسلهء صفوى را فراهم ساخت . سلطان حسين مردى ترسو و كمآزار بود ، و رحم و اغماض و ضعف نفس بر او غلبه داشت . در تلاوت قرآن و آموختن مسائل شرعى سعى بسيار داشت و بسيار تحت نفوذ مجتهدين واقع بود . ضعف و جبن او دست خواجگان و زنان حرم را در حل و عقد امور مملكت گشاده داشت ، و اين نكته سبب شد كه دادخواهان و ناراضيان به كلى از شخص او مأيوس و نوميد شوند . در روزگار او ، امام عمان به بحرين و بعضى ديگر از متصرفات ايران در خليج فارس تجاوز كرد ؛ ازبكان در خراسان و لزگيها در شيروان آشوب و فتنه افكندند ؛ پطر كبير ، امپراتور روسيه ، خيال تجاوز در سر مىپرورد ، و هيئتى از بازرگانان روس ، كه براى فرار از پرداخت گمرك خود را نمايندهء او معرفى كردند ، نزد شاه با احترام تلقى شدند . آثار ضعف و فتور در همهء اركان و شئون پديد آمد . عاقبت فتنهء افاغنه پيش آمد ؛ محمود افغان با لشكر اندك به ايران روى نهاد ، و اصفهان را تسخير كرد ( 1135 ه . ق . ) ، و سلطان حسين در روز جمعهء 12 محرم 1135 ه . ق . به فرحآباد نزد محمود رفت ، و تاج و تخت را تسليم او نمود . سلطان حيدر شيخ حيدر ، متوفى 893 ه . ق . مرشد و پيشواى فرقه قزلباش صفويه ؛ پسر سلطان جنيد و نوادهء شيخ صفى الدين اردبيلى . وى بعد از پدر بر مريدان او رياست يافت ، و دختر اوزون حسن را به زنى گرفت . بعد از وفات اوزون حسن ( 882 ه . ق . ) ، لشكرى از مريدان خويش گردآورد ، و به خونخواهى پدر به تسخير گرجستان و جنگ پادشاه شروان شتافت . اما فرخ يسار ، پادشاه شروان با كمك سپاهيانى كه يعقوب بيگ تركمان به يارى او فرستاد ، به مقابله با سلطان حيدر شتافت ، و سلطان حيدر در جنگ به قتل رسيد . سلطان حيدر ميرزا از شاهزادگان صفوى ؛ پسر شاه طهماسب اول صفوى . حدود 962 - 984 ه . ق . چون بسيار مورد توجه و محبت پدر بود ، داعيهء وليعهدى داشت . از اين رو ، بعد از وفات پدر به دعوى سلطنت برخاست ، و تاج شاهى بر سر نهاد . ( 16 صفر 984 ه . ق . ) ، اما سلطنت او دوام نيافت ، و يك روز بيش نكشيد ، و به تحريك خواهرش پريخان خانم ، شب هنگام در قصر سلطنتى كشته شد ، و هفتهء بعد خطبهء سلطنت برادرش اسماعيل ميرزا كه در قلعهء قهقهه محبوس بود خوانده شد ، و او به قزوين آمد ، و به نام شاه اسماعيل دوم ( اسماعيل صفوى ) بر تخت نشست ( جمادى الاول 984 ه . ق . ) . سلطان حيدر ميرزا ، بنابر قول مؤلف كتاب عالمآراى عباسى ، شاهزادهاى پرهيزگار و مشفق و مهربان بود ، و بجز يك دختر فرزندى ديگر نداشت . سلطان سنجر معز الدين ابو حارث احمد بن ملكشاه سلجوقى آخرين پادشاه از سلجوقيان بزرگ . بنا به قول مورخان در زمان سلطنت او در خراسان 19 فتح نصيب وى گرديد . بعد از شكست برادرزادهاش كار او بالا گرفت و در رديف سلاطين بزرگ سلجوقى درآمد . وى به ماوراء النهر حمله برد ، سمرقند را محاصره كرد و او را اسير گرفت ولى بار ديگر او را به